Zum Inhalt springen
Persisch

Persisch-Vokabeln durchsuchen

100 Wörter gefunden

آب

Substantiv
A1

āb

Wasser

Farbloses, geschmackloses Flüssigkeit, die für das Leben unerlässlich ist.

آدم

Substantiv
A1

ādam

انسان؛ شخص.

آسان

Adjektiv
A1

āsān

leicht

Erfordert wenig Anstrengung; ohne Schwierigkeiten.

آسمان

Substantiv
A1

āsemān

فضای بالای زمین که در آن ابرها و ستارگان قرار دارند.

آمدن

Verb
A1

āmadan

حرکت کردن به سمت گوینده یا رسیدن به محل.

آن

Pronomen
A1

ān

اسم اشاره برای چیزی که دور از گوینده است.

از

Präposition
A1

az

aus; von

Präposition, die den Ausgangspunkt, Ursprung oder eine Trennung bezeichnet.

است

Verb
A1

ast

ist

Dritte Person Singular des Verbs „sein“ im Präsens.

الان

Adverb
A1

alān

jetzt

In diesem Moment, zurzeit.

اما

Konjunktion
A1

ammā

حرف ربط که تضاد یا اشکال را نشان می‌دهد.

امروز

Adverb
A1

emruz

در روز جاری.

او

Pronomen
A1

u

ضمیر سوم شخص مفرد؛ جنسیت خنثی در فارسی.

اگر

Konjunktion
A1

agar

حرف شرط که جمله شرطی را می‌سازد.

ایران

Substantiv
A1

Īrān

Iran

Ein Land im Nahen Osten mit einer alten Kultur und Zivilisation.

این

Pronomen
A1

īn

dies

Demonstrativpronomen für etwas, das sich in der Nähe des Sprechers befindet.

با

Präposition
A1

mit; per

Präposition, die Begleitung, Mittel oder Art und Weise ausdrückt.

باید

Verb
A1

bāyad

فعل وجهی که اجبار یا لزوم را نشان می‌دهد.

بر

Präposition
A1

bar

حرف اضافه که روی یا بر اساس را نشان می‌دهد؛ رسمی‌تر از 'روی'.

برای

Präposition
A1

barāye

für

Präposition, die Ziel, Zweck oder Adressat ausdrückt.

بزرگ

Adjektiv
A1

bozorg

دارای اندازه، مقدار یا اهمیت زیاد.

بسیار

Adverb
A1

besyār

sehr

Adverb, das eine hohe Menge oder einen hohen Grad ausdrückt.

بله

Interjektion
A1

bale

پاسخ مثبت.

به

Präposition
A1

be

zu; nach

Präposition, die Richtung, Ziel oder Bestimmungsort angibt.

بود

Verb
A1

būd

سوم شخص مفرد فعل بودن در گذشته.

بچه

Substantiv
A1

bačče

انسان جوانی که هنوز بالغ نشده است.

تا

Präposition
A1

حرف اضافه که محدوده زمانی یا مکانی، یا هدف را نشان می‌دهد.

جدید

Adjektiv
A1

jadīd

به تازگی ساخته شده یا خریداری شده.

خانه

Substantiv
A1

khāne

ساختمانی که در آن زندگی می‌کنند.

خانواده

Substantiv
A1

khānevāde

گروهی از افراد که از طریق ازدواج یا خون به هم مرتبطند.

خواب

Substantiv
A1

khāb

حالت استراحت طبیعی که در آن آگاهی کاهش می‌یابد.

خواندن

Verb
A1

khāndan

دیدن و فهمیدن متن نوشته شده؛ آواز خواندن.

خوب

Adjektiv
A1

khūb

دارای کیفیت مطلوب؛ رضایت‌بخش.

خود

Pronomen
A1

khod

selbst

Reflexivpronomen, das sich auf das Subjekt des Satzes bezieht.

خوردن

Verb
A1

khordan

غذا یا مواد خوراکی مصرف کردن.

خیلی

Adverb
A1

xeyli

به درجه زیاد؛ خیلی بیشتر از حد معمول.

دارد

Verb
A1

dārad

سوم شخص مفرد فعل داشتن در حال؛ نشان‌دهنده مالکیت.

داشتن

Verb
A1

dāshtan

در اختیار داشتن چیزی یا مالک بودن.

دانستن

Verb
A1

dānestan

اطلاعات یا آگاهی درباره چیزی داشتن.

در

Präposition
A1

dar

in; bei

Eine Präposition, die einen Ort oder eine Zeit angibt.

درس

Substantiv
A1

dars

Unterrichtsstunde

Stoff, der in der Schule oder an der Universität gelernt wird.

دوست

Substantiv
A1

dūst

کسی که با او رابطه صمیمانه دارند.

دیدن

Verb
A1

dīdan

sehen

Mit den Augen wahrnehmen; anschauen.

دیروز

Adverb
A1

dīrūz

روز قبل از امروز.

را

Partikel
A1

Akkusativmarker

Kennzeichen des direkten Objekts im Persischen.

راه

Substantiv
A1

rāh

مسیر یا جاده برای رفت و آمد؛ روش یا شیوه.

رفتن

Verb
A1

raftan

حرکت کردن از جایی یا به سمتی.

روز

Substantiv
A1

rūz

یک دوره بیست و چهار ساعته.

زبان

Substantiv
A1

zabān

سیستم ارتباطی که از کلمات و دستور زبان تشکیل شده.

زن

Substantiv
A1

zan

Frau

Erwachsener weiblicher Mensch.

زندگی

Substantiv
A1

zendegī

حالت موجودیت؛ مجموع تجربیات انسانی.

زیرا

Konjunktion
A1

zirā

حرف ربط رسمی‌تر که علت را نشان می‌دهد.

سال

Substantiv
A1

sāl

دوره دوازده ماه.

سخت

Adjektiv
A1

sakht

نیاز به تلاش زیاد؛ دشوار.

سرد

Adjektiv
A1

sard

دارای دمای پایین.

سلام

Interjektion
A1

salām

کلمه احوال‌پرسی در هنگام ملاقات یا خداحافظی.

شاید

Adverb
A1

shāyad

احتمالاً، ممکن است.

شب

Substantiv
A1

šab

بخش تاریک شبانروز از غروب تا طلوع آفتاب.

شد

Verb
A1

šod

سوم شخص مفرد فعل شدن در گذشته؛ نشان‌دهنده تغییر یا تبدیل.

شده

Verb
A1

shode

اسم مفعول فعل شدن؛ نشان‌دهنده تغییر یا حالت.

شهر

Substantiv
A1

shahr

منطقه پر جمعیت با ساختارهای اجتماعی و اداری.

صبح

Substantiv
A1

sobh

ساعات اول روز از طلوع آفتاب تا ظهر.

صبر

Substantiv
A1

sabr

توانایی تحمل کردن در برابر مشکلات بدون شکایت.

غذا

Substantiv
A1

ghazā

مواد خوراکی که برای تأمین انرژی و رشد خورده می‌شود.

فردا

Adverb
A1

fardā

روز بعد از امروز.

قدیم

Adjektiv
A1

qadīm

قدیمی، از زمان‌های گذشته.

قلب

Substantiv
A1

qalb

عضو پمپ کننده خون در بدن؛ همچنین مرکز احساسات.

ما

Pronomen
A1

ضمیر اول شخص جمع.

مدرسه

Substantiv
A1

madrese

مؤسسه آموزشی که در آن به دانش‌آموزان درس می‌دهند.

مرد

Substantiv
A1

mard

انسان بالغ مذکر.

ممنون

Interjektion
A1

mamnūn

کلمه‌ای که سپاسگزاری را بیان می‌کند.

من

Pronomen
A1

man

ضمیر اول شخص مفرد.

مهم

Adjektiv
A1

mohemm

دارای ارزش یا اهمیت بالا.

موسیقی

Substantiv
A1

mūsīqī

هنری که از طریق ترکیب اصوات بیان می‌شود.

می

Partikel
A1

mey

پیشوند فعلی که زمان حال یا گذشته استمراری را می‌سازد.

نشستن

Verb
A1

neshastan

قرار گرفتن در حالتی که وزن بدن روی پاها نیست.

نه

Interjektion
A1

na

پاسخ منفی.

نوشتن

Verb
A1

neveštan

خط و نشانه‌های معنادار بر روی کاغذ یا صفحه نوشتن.

هر

Determinativ
A1

har

صفت که همه اعضای یک گروه را شامل می‌شود.

هرگز

Adverb
A1

hargez

در هیچ زمانی؛ هیچ‌وقت.

هم

Adverb
A1

ham

قید اضافه که یک عنصر دیگر را به موضوع اضافه می‌کند.

همه

Pronomen
A1

hame

ضمیر که به کل یک گروه اشاره می‌کند.

همیشه

Adverb
A1

hamīše

در همه اوقات، بدون استثنا.

هیچ

Pronomen
A1

hīch

ضمیر نفی که نبود چیزی را نشان می‌دهد.

و

Konjunktion
A1

va

und

Konjunktion, die zwei Wörter, Ausdrücke oder Sätze miteinander verbindet.

وقت

Substantiv
A1

vaqt

مدت زمان یا لحظه مشخص.

وقتی

Konjunktion
A1

vaqti

ظرف زمانی که وقوع همزمان دو رویداد را نشان می‌دهد.

ولی

Konjunktion
A1

vali

حرف ربط که تضاد یا استثنا را نشان می‌دهد.

پرسیدن

Verb
A1

porsidan

سؤال کردن برای دریافت اطلاعات.

پول

Substantiv
A1

pūl

وسیله مبادله و پرداخت برای خرید کالا و خدمات.

چه

Pronomen
A1

che

ضمیر پرسشی برای سؤال از اشیا یا موضوعات.

چون

Konjunktion
A1

chūn

حرف ربط که علت یا مقایسه را نشان می‌دهد.

کار

Substantiv
A1

kār

فعالیتی که برای کسب درآمد یا رسیدن به هدفی انجام می‌شود.

کتاب

Substantiv
A1

ketāb

اثر نوشته شده یا چاپ شده.

کرد

Verb
A1

kard

سوم شخص مفرد فعل کردن در گذشته.

کلمه

Substantiv
A1

kalame

واحد اساسی زبان که معنا دارد.

که

Konjunktion
A1

ke

dass

Konjunktion, die einen Nebensatz mit dem Hauptsatz verbindet.

کوچک

Adjektiv
A1

kučak

دارای اندازه یا مقدار کم.

گرم

Adjektiv
A1

garm

دارای دمای بالا؛ حرارت داشتن.

گفتن

Verb
A1

goftan

بیان کردن چیزی با کلمات؛ حرف زدن.

یک

Determinativ
A1

yek

عدد یک؛ مقدار واحد؛ نکره در مورد یک چیز نامعلوم.