Загрузка...
100 слов найдено
آب
āb
вода
آدم
ādam
человек
آسان
āsān
лёгкий
آسمان
āsemān
فضای بالای زمین که در آن ابرها و ستارگان قرار دارند.
آمدن
āmadan
حرکت کردن به سمت گوینده یا رسیدن به محل.
آن
ān
اسم اشاره برای چیزی که دور از گوینده است.
از
az
из, от
است
ast
есть
الان
alān
در این لحظه، در حال حاضر.
اما
ammā
حرف ربط که تضاد یا اشکال را نشان میدهد.
امروز
emruz
در روز جاری.
او
u
ضمیر سوم شخص مفرد؛ جنسیت خنثی در فارسی.
اگر
agar
حرف شرط که جمله شرطی را میسازد.
ایران
Īrān
Иран
این
īn
этот, это
با
bā
с, при помощи
باید
bāyad
должен
بر
bar
حرف اضافه که روی یا بر اساس را نشان میدهد؛ رسمیتر از 'روی'.
برای
barāye
для
بزرگ
bozorg
دارای اندازه، مقدار یا اهمیت زیاد.
بسیار
besyār
قید که نشاندهنده مقدار یا درجه بالاست.
بله
bale
да
به
be
к, в
بود
būd
был(а,о)
بچه
bačče
ребёнок
تا
tā
до; к
جدید
jadīd
новый
خانه
khāne
ساختمانی که در آن زندگی میکنند.
خانواده
khānevāde
گروهی از افراد که از طریق ازدواج یا خون به هم مرتبطند.
خواب
khāb
حالت استراحت طبیعی که در آن آگاهی کاهش مییابد.
خواندن
khāndan
دیدن و فهمیدن متن نوشته شده؛ آواز خواندن.
خوب
khūb
хороший
خود
khod
сам
خوردن
khordan
غذا یا مواد خوراکی مصرف کردن.
خیلی
xeyli
به درجه زیاد؛ خیلی بیشتر از حد معمول.
دارد
dārad
имеет
داشتن
dāshtan
иметь
دانستن
dānestan
اطلاعات یا آگاهی درباره چیزی داشتن.
در
dar
в; на
درس
dars
урок
دوست
dūst
друг
دیدن
dīdan
видеть
دیروز
dīrūz
روز قبل از امروز.
را
rā
винительный маркер
راه
rāh
مسیر یا جاده برای رفت و آمد؛ روش یا شیوه.
رفتن
raftan
حرکت کردن از جایی یا به سمتی.
روز
rūz
یک دوره بیست و چهار ساعته.
زبان
zabān
язык
زن
zan
женщина
زندگی
zendegī
حالت موجودیت؛ مجموع تجربیات انسانی.
زیرا
zirā
حرف ربط رسمیتر که علت را نشان میدهد.
سال
sāl
دوره دوازده ماه.
سخت
sakht
نیاز به تلاش زیاد؛ دشوار.
سرد
sard
دارای دمای پایین.
سلام
salām
کلمه احوالپرسی در هنگام ملاقات یا خداحافظی.
شاید
shāyad
احتمالاً، ممکن است.
شب
šab
بخش تاریک شبانروز از غروب تا طلوع آفتاب.
شد
šod
سوم شخص مفرد فعل شدن در گذشته؛ نشاندهنده تغییر یا تبدیل.
شده
shode
اسم مفعول فعل شدن؛ نشاندهنده تغییر یا حالت.
شهر
shahr
منطقه پر جمعیت با ساختارهای اجتماعی و اداری.
صبح
sobh
ساعات اول روز از طلوع آفتاب تا ظهر.
صبر
sabr
توانایی تحمل کردن در برابر مشکلات بدون شکایت.
غذا
ghazā
مواد خوراکی که برای تأمین انرژی و رشد خورده میشود.
فردا
fardā
روز بعد از امروز.
قدیم
qadīm
قدیمی، از زمانهای گذشته.
قلب
qalb
عضو پمپ کننده خون در بدن؛ همچنین مرکز احساسات.
ما
mā
ضمیر اول شخص جمع.
مدرسه
madrese
مؤسسه آموزشی که در آن به دانشآموزان درس میدهند.
مرد
mard
انسان بالغ مذکر.
ممنون
mamnūn
کلمهای که سپاسگزاری را بیان میکند.
من
man
ضمیر اول شخص مفرد.
مهم
mohemm
دارای ارزش یا اهمیت بالا.
موسیقی
mūsīqī
هنری که از طریق ترکیب اصوات بیان میشود.
می
mey
پیشوند فعلی که زمان حال یا گذشته استمراری را میسازد.
نشستن
neshastan
قرار گرفتن در حالتی که وزن بدن روی پاها نیست.
نه
na
پاسخ منفی.
نوشتن
neveštan
خط و نشانههای معنادار بر روی کاغذ یا صفحه نوشتن.
هر
har
صفت که همه اعضای یک گروه را شامل میشود.
هرگز
hargez
در هیچ زمانی؛ هیچوقت.
هم
ham
قید اضافه که یک عنصر دیگر را به موضوع اضافه میکند.
همه
hame
ضمیر که به کل یک گروه اشاره میکند.
همیشه
hamīše
در همه اوقات، بدون استثنا.
هیچ
hīch
ضمیر نفی که نبود چیزی را نشان میدهد.
و
va
и
وقت
vaqt
مدت زمان یا لحظه مشخص.
وقتی
vaqti
ظرف زمانی که وقوع همزمان دو رویداد را نشان میدهد.
ولی
vali
حرف ربط که تضاد یا استثنا را نشان میدهد.
پرسیدن
porsidan
سؤال کردن برای دریافت اطلاعات.
پول
pūl
وسیله مبادله و پرداخت برای خرید کالا و خدمات.
چه
che
ضمیر پرسشی برای سؤال از اشیا یا موضوعات.
چون
chūn
حرف ربط که علت یا مقایسه را نشان میدهد.
کار
kār
فعالیتی که برای کسب درآمد یا رسیدن به هدفی انجام میشود.
کتاب
ketāb
اثر نوشته شده یا چاپ شده.
کرد
kard
سوم شخص مفرد فعل کردن در گذشته.
کلمه
kalame
واحد اساسی زبان که معنا دارد.
که
ke
что
کوچک
kučak
دارای اندازه یا مقدار کم.
گرم
garm
دارای دمای بالا؛ حرارت داشتن.
گفتن
goftan
بیان کردن چیزی با کلمات؛ حرف زدن.
یک
yek
عدد یک؛ مقدار واحد؛ نکره در مورد یک چیز نامعلوم.
آب
āb
вода
Бесцветная и безвкусная жидкость, необходимая для жизни.
آدم
ādam
человек
Человек; личность.
آسان
āsān
лёгкий
Требующий небольших усилий; без затруднений.
آسمان
āsemān
فضای بالای زمین که در آن ابرها و ستارگان قرار دارند.
آمدن
āmadan
حرکت کردن به سمت گوینده یا رسیدن به محل.
آن
ān
اسم اشاره برای چیزی که دور از گوینده است.
از
az
из, от
Предлог, обозначающий исходную точку, источник или отделение.
است
ast
есть
Форма 3-го лица единственного числа глагола «быть» в настоящем времени.
الان
alān
در این لحظه، در حال حاضر.
اما
ammā
حرف ربط که تضاد یا اشکال را نشان میدهد.
امروز
emruz
در روز جاری.
او
u
ضمیر سوم شخص مفرد؛ جنسیت خنثی در فارسی.
اگر
agar
حرف شرط که جمله شرطی را میسازد.
ایران
Īrān
Иран
Страна на Ближнем Востоке с древней культурой и цивилизацией.
این
īn
этот, это
Указательное местоимение для предмета, находящегося близко к говорящему.
با
bā
с, при помощи
Предлог, обозначающий сопровождение, средство или способ.
باید
bāyad
должен
Модальный глагол, выражающий обязанность или необходимость.
بر
bar
حرف اضافه که روی یا بر اساس را نشان میدهد؛ رسمیتر از 'روی'.
برای
barāye
для
Предлог, обозначающий цель, назначение или адресата.
بزرگ
bozorg
دارای اندازه، مقدار یا اهمیت زیاد.
بسیار
besyār
قید که نشاندهنده مقدار یا درجه بالاست.
بله
bale
да
Положительный ответ.
به
be
к, в
Предлог, обозначающий направление, цель или пункт назначения.
بود
būd
был(а,о)
Третье лицо единственного числа прошедшего времени глагола «быть».
بچه
bačče
ребёнок
Молодой человек, ещё не достигший совершеннолетия.
تا
tā
до; к
Предлог, обозначающий временной или пространственный предел либо цель.
جدید
jadīd
новый
Недавно изготовленный или купленный.
خانه
khāne
ساختمانی که در آن زندگی میکنند.
خانواده
khānevāde
گروهی از افراد که از طریق ازدواج یا خون به هم مرتبطند.
خواب
khāb
حالت استراحت طبیعی که در آن آگاهی کاهش مییابد.
خواندن
khāndan
دیدن و فهمیدن متن نوشته شده؛ آواز خواندن.
خوب
khūb
хороший
Обладающий желательным качеством; удовлетворительный.
خود
khod
сам
Возвратное местоимение, относящееся к подлежащему предложения.
خوردن
khordan
غذا یا مواد خوراکی مصرف کردن.
خیلی
xeyli
به درجه زیاد؛ خیلی بیشتر از حد معمول.
دارد
dārad
имеет
Третье лицо единственного числа глагола «иметь» в настоящем времени; обозначает владение.
داشتن
dāshtan
иметь
Иметь что-либо в своём распоряжении или быть владельцем.
دانستن
dānestan
اطلاعات یا آگاهی درباره چیزی داشتن.
در
dar
в; на
Предлог, обозначающий место или время.
درس
dars
урок
То, что изучают в школе или университете.
دوست
dūst
друг
Человек, с которым поддерживают близкие, дружеские отношения.
دیدن
dīdan
видеть
Наблюдать глазами; смотреть.
دیروز
dīrūz
روز قبل از امروز.
را
rā
винительный маркер
Показатель прямого дополнения в персидском языке.
راه
rāh
مسیر یا جاده برای رفت و آمد؛ روش یا شیوه.
رفتن
raftan
حرکت کردن از جایی یا به سمتی.
روز
rūz
یک دوره بیست و چهار ساعته.
زبان
zabān
язык
Система общения, состоящая из слов и грамматики.
زن
zan
женщина
Взрослый человек женского пола.
زندگی
zendegī
حالت موجودیت؛ مجموع تجربیات انسانی.
زیرا
zirā
حرف ربط رسمیتر که علت را نشان میدهد.
سال
sāl
دوره دوازده ماه.
سخت
sakht
نیاز به تلاش زیاد؛ دشوار.
سرد
sard
دارای دمای پایین.
سلام
salām
کلمه احوالپرسی در هنگام ملاقات یا خداحافظی.
شاید
shāyad
احتمالاً، ممکن است.
شب
šab
بخش تاریک شبانروز از غروب تا طلوع آفتاب.
شد
šod
سوم شخص مفرد فعل شدن در گذشته؛ نشاندهنده تغییر یا تبدیل.
شده
shode
اسم مفعول فعل شدن؛ نشاندهنده تغییر یا حالت.
شهر
shahr
منطقه پر جمعیت با ساختارهای اجتماعی و اداری.
صبح
sobh
ساعات اول روز از طلوع آفتاب تا ظهر.
صبر
sabr
توانایی تحمل کردن در برابر مشکلات بدون شکایت.
غذا
ghazā
مواد خوراکی که برای تأمین انرژی و رشد خورده میشود.
فردا
fardā
روز بعد از امروز.
قدیم
qadīm
قدیمی، از زمانهای گذشته.
قلب
qalb
عضو پمپ کننده خون در بدن؛ همچنین مرکز احساسات.
ما
mā
ضمیر اول شخص جمع.
مدرسه
madrese
مؤسسه آموزشی که در آن به دانشآموزان درس میدهند.
مرد
mard
انسان بالغ مذکر.
ممنون
mamnūn
کلمهای که سپاسگزاری را بیان میکند.
من
man
ضمیر اول شخص مفرد.
مهم
mohemm
دارای ارزش یا اهمیت بالا.
موسیقی
mūsīqī
هنری که از طریق ترکیب اصوات بیان میشود.
می
mey
پیشوند فعلی که زمان حال یا گذشته استمراری را میسازد.
نشستن
neshastan
قرار گرفتن در حالتی که وزن بدن روی پاها نیست.
نه
na
پاسخ منفی.
نوشتن
neveštan
خط و نشانههای معنادار بر روی کاغذ یا صفحه نوشتن.
هر
har
صفت که همه اعضای یک گروه را شامل میشود.
هرگز
hargez
در هیچ زمانی؛ هیچوقت.
هم
ham
قید اضافه که یک عنصر دیگر را به موضوع اضافه میکند.
همه
hame
ضمیر که به کل یک گروه اشاره میکند.
همیشه
hamīše
در همه اوقات، بدون استثنا.
هیچ
hīch
ضمیر نفی که نبود چیزی را نشان میدهد.
و
va
и
Союз, который соединяет два слова, словосочетания или предложения.
وقت
vaqt
مدت زمان یا لحظه مشخص.
وقتی
vaqti
ظرف زمانی که وقوع همزمان دو رویداد را نشان میدهد.
ولی
vali
حرف ربط که تضاد یا استثنا را نشان میدهد.
پرسیدن
porsidan
سؤال کردن برای دریافت اطلاعات.
پول
pūl
وسیله مبادله و پرداخت برای خرید کالا و خدمات.
چه
che
ضمیر پرسشی برای سؤال از اشیا یا موضوعات.
چون
chūn
حرف ربط که علت یا مقایسه را نشان میدهد.
کار
kār
فعالیتی که برای کسب درآمد یا رسیدن به هدفی انجام میشود.
کتاب
ketāb
اثر نوشته شده یا چاپ شده.
کرد
kard
سوم شخص مفرد فعل کردن در گذشته.
کلمه
kalame
واحد اساسی زبان که معنا دارد.
که
ke
что
Союз, который связывает придаточное предложение с главным.
کوچک
kučak
دارای اندازه یا مقدار کم.
گرم
garm
دارای دمای بالا؛ حرارت داشتن.
گفتن
goftan
بیان کردن چیزی با کلمات؛ حرف زدن.
یک
yek
عدد یک؛ مقدار واحد؛ نکره در مورد یک چیز نامعلوم.